محمد ابراهيمى وركيانى
224
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
سه . رفاهطلبى سومين ويژگى عثمان ، روحيه تاجرپيشگى و رفاهطلبى بود كه لازمه شغل وى از دوران پيش از اسلام بوده است . زيرا عثمان خود از تاجران سرشناس مكه و يكى از چهرههاى ممتاز بنىاميه بشمار مىرفت . در دورانى كه مسلمانان اغلب در كوخ زندگى مىكردند ، او دستور داد در مدينه برايش كاخى بسازند . « 1 » چهار . مشكل فكرى و عقيدتى عثمان بر خلاف دو خليفه پيشين ، كه خود را جانشين پيامبر ( خليفة الرسول ) مىناميدند ، خود را خليفة الله مىدانست ! ازاينرو ، خود را مالك بيتالمال مىشمرد و بخششهاى بىدريغ خود به بنىاميه و ديگران را مشروع مىدانست و اعتراض اصحاب و ياران پيامبر را نيز ناديده مىگرفت و به افراد ، با خشونت جواب مىداد . يعقوبى مىنويسد : عثمان در روز اول خلافت بر منبر برآمد و در همان جايى نشست كه رسول خدا ( ص ) مىنشست ؛ حال آنكه ابوبكر و عمر در آن ننشسته بودند . ابوبكر در پله قبل از آخر و عمر يك پله پايينتر از ابوبكر مىنشست . مردم دراينباره به سخن آمدند و برخى از ايشان گفتند : از همين امروز شر پديد آمد . عثمان براى سخنرانى آمادگى نداشت و سرانجام بدون سخنرانى از منبر پايين آمد . « 2 » عثمان ، ابوذر غفارى را بهسبب اعتراض شديد او به شخص خليفه ، معاويه و ساير بنىاميه ، به بدترين صورت از مدينه اخراج و به بدترين منطقه ( ربذه ) تبعيد كرد و سرانجام در آنجا خود و خانوادهاش از دنيا رفتند . عبدالله بن مسعود ، عمار بن ياسر و مقداد بن اسود را به سبب حقگويى شكنجه كرد ؛ بهگونهاى كه آنها وصيت كردند كه عثمان در تشييع جنازه ايشان حضور نيابد . طبق وصيت ايشان ، عمار آنان را به خاك سپرد و به عثمان خبر نداد . عثمان بهجاى عذرخواهى ، عمار را مورد شكنجه و نكوهش قرار داد و گفت : واى من بر پسر زن سياه
--> ( 1 ) . حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ج 1 ، ص 305 . ( 2 ) . ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 72 .